مهارت های مدیر ساخت

مدیران ساخت دارای مجموعه ای از صفات هستند که آنها را با کار و کارفرما در تعامل نگه می‌ دارد. در تحقیقی که در دانشگاه اویو (Uyo) انجام گرفته، مشخص شده است که اگر مدیران ساخت از مهارت هایی که مکمل مهارت های رهبری هستند پیروی کنند موفقیتهای بیشتری را بدست خواهند آورد. 
مهارت هایی مثل:
 ارتباطات موثر
این مهارت جزو مهم‌ترین مهارت‌های یک مدیر پروژه محسوب می شود. کسانی که ارتباطات ضعیفی داشته باشند نمی توانند اهداف را به وضوح برای زیر دستان خود توضیح دهند. مدیران پروژه ساخت نیازمند درک و اعمال برقراری ارتباط موثر در طول یک پروژه هستند. بدون ارتباطات موثر، حتی ماهرترین کارگران ساختمانی نیز قادر به انجام توانایی های خود به درستی نخواهند بود. در حقیقت پیشرفت یک پروژه ممکن است به دلیل مهارت های ارتباطی ضعیف به طور کامل از خط صحیح اجرایی خود خارج شود. بنابراین مدیران ساخت باید از مهارت ارتباطی خوبی برخوردار باشند و توانایی کار کردن با افراد متنوع و مختلف را داشته باشند.
دسترسی
مدیران ساخت باید همیشه و در مواقع ضروری قادر به پاسخگویی باشند و در روند کار خودشان را با شرایط پیش بینی نشده ( مثل تغییرات آب و هوایی و.. ) تطبیق دهند.
هوش: مدیران ساخت باید اعتماد افراد تابع را بدست آورند. اینکه مدیران پروژه قادر باشند نحوه تصمیم گیری ها و نحوه اجرای تصمیمات را نشان دهند. به عنوان مثال (پاسخ به سوالاتی همچون چرا از این مواد استفاده شده، بازده و محبوبیت آنها را افزایش می دهد.
توانایی
این مهارت، مهم‌ترین مهارتی است که یک مدیر پروژه باید داشته باشد. اینکه یک مدیر بتواند کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهد بسیار حائز اهمیت است. یک تیم ساختمانی از نقش‌های متنوعی تشکیل شده است و از آنجایی که پروژه های ساختمانی معمولا زمان محدودی دارند، داشتن مهارت مولتی تسکینگ برای مدیران پروژه به یک الزام تبدیل شده است.

لازم به ذکر است که بسیاری از مهارت‌ها (مهارت‌هایی از جمله عمل‌گرایی، همدلی و اقتدار( که برای مدیران پروژه در نظر گرفته می‌شود باید در مدیران ساخت هم وجود داشته باشد و این مهارت‌ها بین هر دو مشترک است. 

مطالب مرتبط

سیستم تولید تویوتا (مدیریت ناب)

در سال ۱۹۳۰ در ژاپن شرکت تویوتا جهش قابل توجهی را در بهبود سیستم تولید خود تجربه کرد. تای چی اونو (Taiichi Ohno) یکی از موثرترین افراد در این جهش بود. او مشاهدات خود را از کف کارگاه در قالب کتابی به نام سیستم تولید تویوتا منتشر نمود. این مشاهدات آنچنان عمیق و ساختارمند است که پس از گذشت نزدیک به یک قرن هنوز کاربردی و قابل استفاده است. در اینجا قصد داریم مروری کلی بر مطالب این کتاب داشته باشیم.
فصل ۱ در باب لزوم شناسایی نقاط اتلاف منابع بحث می کند. مطالب عنوان شده در این فصل عمدتاً بر دو اصل کنترل بهنگام موجودی و اتونوماسیون (اتوماسیون تحت نظارت انسان) استوار است.
فصل ۲ به تحولات صورت گرفته در سیستم تولید تویوتا می پردازد. در این فصل مفاهیمی همچون کار استاندارد، کار تیمی، کانبان، جریان و سطوح مختلف کار مورد بررسی قرار می گیرد.
فصل ۳ موارد مطروحه در فصل قبل را به طور عمیق تری تشریح می کند.
فصل ۴ در مورد پیش زمینه های توسعه سیستم تولید تویوتا بحث نموده به تاریخچه آن را در حذف اتلاف منابع از ابتدا تا به امروز مورد بررسی قرار می دهد.
فصل ۵ تفاوت های میان سیستم تولید شرکت فورد ( تولید انبوه در اوایل قرن ۲۰) سیستم تولید تویوتا را مورد بررسی قرار داده و مزایا و معایب هر یک را عنوان می کند.
فصل ۶ در مورد بکارگیری سیستم تولید تویوتا در یک محیط رشد نیافته با منابع محدود بحث می کند.
تمرکز این کتاب بر روی پیاده سازی سیستم تولید تویوتا نیست. بلکه این کتاب به مبانی فلسفی سیستم تولید تویوتا و سیستم مدیریت ناب (Lean Management) می پردازد به خواننده کمک می‌کند که زمینه های لازم برای فرهنگ سازی سپس پیاده‌سازی مفاهیم سیستم تولید تویوتا در تجارت مورد نظر خود را فراهم آورد.

مهندسی و مدیریت ساخت

مهندسی و مدیریت ساخت (construction engineering and management) معروف به مدیریت ساخت (construction management)، یکی از شاخه‌های مهندسی عمران است که به مدیریت زمان، هزینه و کیفیت در ساخت می‌پردازد. این رشته از مهندسی عمران که از پایان دهه ۱۹۷۰ رواج یافته است برای بهبود مدیریت پروژه‌های عمرانی و سعی در ایجاد یکپارچگی در مدیریت ایجاد گردیده است. مدیریت پروژه، کنترل پروژه، مدیریت پیمان، روش‌های ساخت و ایمنی، بهداشت و محیط زیست از جمله مباحث اصلی این رشته هستند. در سالهای اخیر مدیریت زیرساخت هم در این رشته مورد توجه زیادی قرار گرفته‌است. گرایش مدیریت پروژه و ساخت تقریباً زیرگروه مستقیم معماری محسوب می‌شود حال آنکه رشته مهندسی و مدیریت ساخت جزو گرایشهای عمران در مقطع کارشناسی ارشد می‌باشد و شاید همین امر باعث ایجاد تفاوتهایی نه چندان زیاد ما بین این دو رشته شده که می‌توان از تفاوت اسمی این دو رشته نیز آن را درک کرد رشته مدیریت پروژه و ساخت با هدف قرار دادن کلیات پروژه‌های عمرانی بدون توجه ویژه به جزئیات اجرایی آن مباحث خود را پیش می‌گیرد حال آنکه رشته مهندسی مدیریت ساخت با دیدی عمرانی به جزئیات یک طرح و نحوه ساخت آن توجه دارد.
کارشناسی ارشد مهندسی و مدیریت ساخت یکی از گرایشهای دوره کارشناسی ارشد رشته مهندسی عمران می باشد. برای موفقیت در پروژه های عمرانی داشتن دانش و مهارت های فنی پروژه کفایت نمی­کند، بلکه نیاز به توانایی و مهارت های مدیریتی نیز می باشد. هدف دوره، تربیت دانش آموختگانی است که از توانایی و دانش کافی در جهت برنامه ریزی، کنترل و مدیریت پروژه­ ها برخوردار باشند. از طرف دیگر این گرایش فقط محدود به مدیریت نیست بلکه مهندسی را نیز در بر می ­گیرد. به عبارت دیگر فارغ التحصیلان این رشته مهارت­های لازم در تمام زمینه های مدیریت مانند امور قراردادها، برنامه ریزی و کنترل پروژه ها، هدایت و رهبری منابع انسانی را کسب می کنند، همچنین با زمینه های فناوری و اجرای سازه های مهم مانند پل ها، بنادر، سیلوها و ساختمان های مسکونی و اداری و مواد و مصالح ساخت آشنا می شوند. دانش آموختگان این دوره می توانند علاوه بر آموزش و یا پژوهش در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، در مدیریت و اجرای تمام پروژه های عمرانی فعالیت نمایند. بر همین اساس تمامی وزارتخانه ها و سازمان­های دست اندرکار ساخت و ساز مانند وزارت راه و ترابری، وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت نفت، وزرات نیرو، وزارت صنایع، شهرداری­ها، نظام مهندسی و شرکت­های مشاور و پیمانکار می­توانند از همکاری دانش آموختگان این دوره در جهت ارتقاء کیفی و کاهش مدت و هزینه پروژه ­ها بهره بگیرند.
برنامه ­ های درسی این دوره برای چهار نیمسال طرح ریزی شده است. طول هر نیمسال 16 هفته آموزشی کامل است. مدت هر واحد درس نظری، آزمایشگاهی و عملی به ترتیب 16و 32 ساعت می ­ باشد. اکثر دروس دارای پروژه می­باشند، انجام پروژه­ها توسط دانشجویان خارج از ساعت درسی انجام می ­ شود و گزارش ­های پروژه توسط اساتید مورد ارزیابی قرار داده می ­ شود. برای اخذ داده ­ها در جهت انجام پروژه ­ها ضروری است که دانشجویان به شرکتها و یا سازمان­ها مراجعه نموده و از نرم افزارهای مربوطه استفاده نمایند.

پروژه و مهندسی مدیریت پروژه

پروژه مجموعه ای از فعالیت ها است که برای دستیابی به منظور یا هدف خاصی انجام می گیرد. پروژه ها شامل فعالیت هایی هستند که باید در تاریخ های معین، با هزینه های معین و کیفیت تعیین شده ای به انجام رسند. لازمه ی موفقیت هر پروژه، دستیابی توأم به هر سه عامل زمان، هزینه و کیفیت معین است و خارج شدن هر یک از سه عامل مذکور از حدود تعیین شده، می تواند به انجام پروژه ای ناموفق و غیر اقتصادی منجر شود.
تخصیص، پیگیری و کاربرد منابع برای رسیدن به اهداف مشخص در یک دوره زمانی خاص را مدیریت پروژه (به انگلیسی: Project management) می‌گویند. به بیان دیگر مدیریت پروژه، به‌کارگیری دانش، مهارت‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها برای فعالیت‌های پروژه به منظور تحقق الزامات پروژه است. مدیریت پروژه با استفاده از فرایندهایی هم‌چون فرایندهای آغازین، برنامه‌ریزی، اجرایی، پایشی و اختتامی انجام می‌پذیرد.
مهندسی مدیریت پروژه (به انگلیسی: Engineering Project Management) یا همان رشته مدیریت پروژه و ساخت (Project Management and Construction) تلفیق علم، هنر و فن است و به منظور آموزش برای انجام فعالیت‌های آماده‌سازی، نظارت و اجرای پروژه به ویژه پروژه‌های عمرانی طرح‌ریزی شده‌است. ویژگی اصلی تخصصی مهندسی مدیریت پروژه، ماهیت بین رشته‌ای آن است. این رشته تلفیقی از رشته‌های عمران، صنایع و مدیریت می‌باشد. برای مدیریت پروژه روش‌های و طرح‌های بسیاری وجود دارد که بسته به نوع پروژه و شرایط ویژه آن اتخاذ می‌شود نحوه مدیریت پروژه تأثیر مستقیمی بر رسیدن به اهداف آن دارد. هر چند که رویکرد مدیریت پروژه یک رویکرد کاملاً اقتضایی است اما با فرموله کردن موضوع می‌توان از درست بودن تصمیم‌های گرفته شده اطمینان حاصل کرد.
انجمن مدیریت پروژه APM در سال ۱۹۹۲ اولین سری استاندارد دانش مدیریت پروژه (Project Management Body Of Knowledge) خوانده می‌شود را ارائه نمود که تاکنون ۴ بار این استاندارد بازنگری شده‌است. این استاندارد حاوی الزاماتی برای مدیریت پروژه می‌باشد که تضمین‌کننده رسیدن به اهداف پروژه‌ها می‌باشد. بر اساس PMBOK ، هر پروژه به ۵ مرحله آغاز، برنامه‌ریزی، اجرا، کنترل و خاتمه تقسیم شده و این استاندارد برای اجرای موفق این ۵ مرحله راهنمایی‌های کاربردی ارائه می‌کند.
سازمان جهانی استانداردسازی (ISO) با توجه به نتایج موفق به دست آمده از اجرای PMBOK اقدام به تدوین استاندارد جهانی ISO 10006 نمود و این استاندارد بین‌المللی به پیش می‌رود تا در جهان جانشین موفقی برای سایر روش‌های مدیریت پروژه گردد. اجرای این استانداردها به ویژه به شرکتهایی که پروژه‌های بزرگ صنعتی و عمرانی را اجرا می‌کنند یا در مناقصه‌های بین‌المللی شرکت می‌نمایند توصیه می‌شود.