مشاور که دو تا شد ...

هرچه بیشتر بهتر؟
دو تا پیتزا بهتر از یک پیتزاست. دو تا خانه، دو تا اتومبیل. 
دو تا مشاور چطور؟ شاید به نظر برسد که دو تا مشاور از قاعده «افراد بیشتر، زمان کمتر» تبعیت میکند. تجربه شخصی نشان داده که دو تا مشاور نه تنها پروژه را تسریع نمیکند بلکه مشکلات و حاشیه هایی بوجود می آورد که پیشرفت پروژه را کند میکند. چرا؟

مسئولیت با کیست؟ این سوالی است که مشتری می پرسد
مسئولیت پروژه با مدیر پروژه است. با این حال اکثر مشتریان تمایل دارند مستقیما با مشاور ارتباط برقرار کنند. بخصوص زمانی که مدیر پروژه بیش از حد مشغول است یا اینکه تیم مدیریت پروژه در حال تحویل پستهایشان به اتوبوس بعدی هستند. در این شرایط، مشتری واقعا نمیداند کدام مشاور مسئول است؟ اطلاعات کدامیک درست است؟ به تحلیلهای کدامیک میتواند اتکا کند. نبود مسئول واحد برای هر کاری، فرصت خوبی برای بازی «توپ دست کیه» و «مقصر من نبودم. تقصیر اون بود» فراهم میکند.

دو مشاور در یک مسند نگنجند!
یکی اصلی و یکی فرعی؟ یکی رئیس و دیگری مرئوس؟ یکی راهبر و دیگری پیرو؟ به نظر وحشتناک نیست؟ به یاد دارم که در یکی از پروژه ها، یکی از مشاوران مشاور اصلی بود. بسیار معتبر، دارای کمالات. ویژگیهایی که یک مشاور خوب باید داشته باشند او داشت به جز اینکه نمیتوانست همیشه در دسترس باشد. از آنجایی که مجری طرح فکر میکرد که کار از محکم کاری عیب نمیکند! مشاور دیگری به پروژه اضافه کرد. مشاور دوم از مشاور اول یاد میگرفت، یادداشت برداری و مستند میکرد و به مدیران طرح منعکس میکرد. اما مشکل اینجا بود که «دانش ممکن است ادعا هم بیاورد!».

هزینه سربار
هزینه همیشه یکی از دغدغه های مدیریت پروژه بوده است. استفاده از دو مشاور در پروژه هزینه های پروژه را زیاد میکند. هزینه های غیر مستقیم آن معمولا بیشتر از هزینه های مستقیم است. هزینه های غیر مستقیم عمدتا به دلیل حاشیه های ایجاد شده و ترفند هایی است که برای رفع مسئولیت گاها در پروژه ها استفاده می شود. دود این ترفندها به چشم مدیر پروژه و و در نهایت به چشم مشتری میرود. و این بعنوان یک نکته منفی مدیر پروژه همیشه در ذهن مشتری ثبت خواهد شد.

به من بگویید چکار کنم
استفاده از خدمات مشاوره با هدف تصمیم سازی و تصمیم گیری بهتر انجام میشود. زمانیکه از چند مشاور استفاده میکنید، یعنی چند راهکار به شما ارائه میشود. در چنین شرایطی، تشخیص راهکار درست خود یک معماست. به عبارت دیگر استفاده از چند مشاور برای تصمیم گیری و رفع مشکلات، شما را بر سر چند راهی قرار میدهد. به نقل از یکی از مدیران زبده «شاید دلیل اینکه سعی و خطا این قدر در میان مدیران ما رواج داشته و عموما مقدم بر راه حل علمی و دانش محور بوده این است که نتوانستیم به نحو احسن از خدمات مشاوران استفاده کنیم. همیشه مواجه بودیم با یک سری راه حل که در نهایت به جای انتخاب یکی، آنها را در چرخه سعی و خطا قراردادیم تا ببینیم کدامیک درست از آب در می آید!».